امروز بعد از مدتها آزادم که ...
در یک مسیر می بردم گرچه پا دوتاست
یک چهره دیده می شود و چشم ها دوتاست
از روز خلقت پدر و مادرانمان
یک سیب سرخ فاصله بین ما دوتاست
بوی تو و بهشت...!؟مگر فرق میکنند؟
یعنی بهشت ما و بهشت شما دوتاست؟؟
مثل کبوتر حرمی در مقابلت
یک بام نیست بیشتر اما هوا دوتاست
نیمی گرفته نیم رها میکند / دلت
مانند قطب جاذب آهن ربا دوتاست
درهم شکسته می شود آری به یک نسیم
وقتی درون یک کشتی ناخدا دوتاست...
چون اینچنین تویی بت چین در می آورم
کفر ردیف و قافیه را با خدا...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 11:48 توسط ع.م.روستا
|
این جمله زیبایی که بالا خواندید را بدون شک علی مهدیزاده ای که مددکاری می خواند نفرموده است بلکه یک آدم با صفای مرحومی که اسمش علی صفایی حائری ست گوینده آن می باشد