به عقل تکیه مکن عقل پای چوبینی ست
که هرچه راه بیاید عصای خوبی نیست

همیشه عاشق باش و همیشه مست بمان
نگاه عشق همان عینک سبو بینی ست

پرنده باش سفر کن سفر خود خوبی ست
فقط به باور مرداب ها جنوبی نیست

به روی قله نمان رود باش و جاری باش
به سمت صبح روان شو ببین غروبی نیست

غرور آذری سنگ پا شو مرمر نه
گدازه باش که آتشفشان رسوبی نیست

میان شاخه نگه دار سنگی از عشقت
به سینه ات بزن آنجا که دارکوبی نیست

رفیق خوب به عشقت قسم نخواهی ماند
که عشق هرچه که باشد رفیق خوبی نیست