
تابنده ترین ستاره است این دختر
برهرچه که درد چاره است این دختر
از روی شواهد و قرائن پیداست
یک فاطمه دوباره است این دختر
سلام نکرده بروز میکنم که همینجوریش هم دیر شده چه برسد بخواهم یک ساعت وقتتان را بگیرم فقط
برای سلام و احولپرسی و اینجور حرفهای دم دستی مگر نه اینکه ما شاعرها فقط باید حرفهای خوب
بزنیم!
خوب زیاد حرف نزنم :
اولین همایش شعر عاشورائی تبسم اشکها(مخصوص دانشجویان دانشگاههای تهران) در سه بخش
۱- عاشورائی
**بخش ویژه حضرت رقیه(س)
۲- ولائی (ائمه علیهم السلام)
۳- آزاد
آغاز به کار کرد
دانشجویان عزیز دانشگاههای تهران«فقط» میتوانند اشعار خود را در سه بخش بالا به آدرس زیر پست
نمایند
بزرگراه خلیج فارس- عوارضی تهران ـ قم- روبروی حرم مطهر امام خمینی(ره)-
دانشگاه شاهد-ساختمان مرکزی-اداره کل امور فرهنگی-دبیرخانه اولین همایش
عاشورائی تبسم اشکها
ضمنا آثار لازم تایپ شده باشند
(اگر تایپ نمیکنید تو رو بخدا خطتان خوب باشد)
دیگر اینکه جدا جدا جدا کپی کارت دانشجوئی برای شرکت دادن فرد در داوری لازم ست فردا بمن نگوئید
نگفتم. تازه هرکسی هر سوالی داره هم میتونه ار من بپرسه
آخرین مهلت ارسال آثار ــ که از الان بگم تحت هیچ شرایطی تمدید شدنی
نیست ــ ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۵
برای اینکه مطمئن بشید من دروغ نمیگم یه سری هم به وبلاگ همایش بزنید
راستی این شعری هم که زدم از خودمه
این سه تا رباعی را هم میزنم که بی شعر بروز نکرده باشم:
عشق تو سراسرست از سختی ها
خم کرده غم تو کمر تختی ها
حالا که مرام عشق بدبختی ماست
ای لعنت بر تمام خوشبختی ها...
شاعر که منم نخواست تا میلش را
پنهان کند اشکهای چون سیلش را
صد بوسه فرستاده ام از دور برات
آدم خوب ست چک کند میلش را...
بی تابی برف در نگاهت داری
یک حس شگرف در نگاهت داری
زل میزنی و سکوت تو میگوید:
یک عالمه حرف در نگاهت داری