غم آفریده شد اصلا که هی تو غم بخوری  

 

زمانه خواست که همراه غم رقم بخوری

 

عزای مرگ پدر یا پسر تفاوت چیست؟

 

«مهم غم ست که باید ـ زیاد و کم ـ بخوری»

 

همین همیشگی گریه ات سبب شده است

 

که از سیاهه ی «معقول ها» قلم بخوری...

 

شب خوشی ست شبی خوش که جاده ام بشوی

 

که هی قدم بزنم من که هی قدم بخوری!

 

چقدر خواب در این گیر و دار می چسبد

 

خصوصا اینکه سه تا بسته قرص هم بخوری

 

خصوصا اینکه کسی غیر من نداند که

 

خیال داشته ای جای قرص سم بخوری

[مربع]

بمیر گرچه کسی باورش نخواهد شد

 

که مرده ای تو حتی اگر قسم بخوری... 

 

امروز که دارم این سطر را مینویسم ۲۰/۶/۱۳۹۰ است و مهدی پرویز یکی دوماهی ست از پیش ما رفته است.